خاکه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کِ) (اِ.) ۱- خردههای بسیار ریز هر چیز. ۲- خاک مانند و نرم، ساییده شده: خاکه زغال، خاکه قند.مترادفها و واژههای مرتبطپودر، نرمهزغالریزه، پودر زغال، خاکهزغالواژه قبلی: خاکشیرمزاجواژه بعدی: خاکی