خاکی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص نسب.) ۱- منسوب به خاک، زمینی. مق آبی. ۲- ساکن کره زمین، آدمی. ج. خاکیان. ۳- (کن.) درویش.مترادفها و واژههای مرتبطبری، زمینیافتاده، خاضع، خاک نهاد، خاکسار، درویش، متواضعبه رنگ خاک، خاکیرنگواژه قبلی: خاکهواژه بعدی: خاگ