خباییدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خباییدن . [ خ َ دَ ] (مص ) خاییدن . دندان نرم کردن . (از برهان قاطع) (از آنندراج ) : از آن کرده ست محنت تیزدندان که حلق دشمنانت را خباید. ؟
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خباییدن . [ خ َ دَ ] (مص ) خاییدن . دندان نرم کردن . (از برهان قاطع) (از آنندراج ) : از آن کرده ست محنت تیزدندان که حلق دشمنانت را خباید. ؟