خت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خت . [ خ َت ت ] (ع مص ) با نیزه پشت سرهم زدن . (از متن اللغة) (اقرب الموارد)(معجم الوسیط) (تاج العروس ) (متن اللغة) (البستان ). ◄ استحیا. ◄ (اِ) شیئی پست . (یاقوت در معجم البلدان ) .
خت . [ خ ِ ] (اِ) دو.دوندگی . ◄ تابش . جلوه . (ناظم الاطباء).
خت . [ خ َت ت ] (اِخ ) شهرکی است در نواحی جبال عمان . (از یاقوت معجم البلدان ).