ختکه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ختکه . [ خ ُ ک ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کفرآور بخش گیلان شهرستان شاه آباد، واقع در ٢٨ هزارگزی شمال خاوری گیلان و کنار راه فرعی گل کش به قیطون . این ناحیه در دشت واقع و هوایش معتدل است . بآنجا١٠٠ تن سکونت دارند که بزبان کردی تکلم میکنند. آب آنجا از چاه، محصولاتش غلات دیم و لبنیات است . اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. مردم آن ناحیه از طایفه ٔ منیشی ازاصل کلهر هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
ختکه . [ خ ُ ت َ ک َ ] (اِ) کوچکترین نوع مرغابی در سواحل بحر خزر است . (یادداشت بخط مؤلف ).