خداونده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خداونده . [ خ ُ وَ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) صاحب . خداوند. مالک : گروهی خداونده ٔ چارپای گروهی خداوند کشت و سرای . فردوسی . چنان باشد که در زمین مردمان و بر چه ویران بنا می افکنی . باری بنا چنان افکن که اگر خداونده بیاید و آنرا ویران کند، چوبی بماندکه با خود ببری . (کتاب المعارف ). آن خرک را اگر جامه و یا بارش فروگیرند جفته درانداختن گیرد، اما از خداونده نجهد. (کتاب المعارف ). ◄ آقا. مولی . بزرگ : جاه و مال می طلبی اگر از بهر آن می طلبی تا خداونده باشی، محال می طلبی زیرا که چندین هزار آدمی خداونده نشدند تو نیز هم نشوی . (کتاب المعارف ).