خداوندکش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خداوندکش . [ خ ُ وَ ک ُ ] (نف مرکب ) کشنده ٔخداوند. پادشاه کش . قاتل شاه . قاتل ملک : که ای بندگان خداوندکش مشورید هر جای بیهوده هش . فردوسی . چو آن عاصیان خداوندکش خبر یافتند ازخداوند هش . فردوسی . نبخشود هرگز خداوند هش بر آن بنده کو شد خداوندکش . نظامی . ◄ کشنده ٔ بزرگی یا امیری یا مهتری .