خداوندگاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خداوندگاری . [ خ ُ وَ دِ ] (حامص ) حالت خداوندگار بودن . در اطلاقات این کلمه بصورت اسمی بخود می گیرد و خطابی است که کهتران بمهتران یا فرزندان بپدران یا رعایا بشاه و امیران و بیگ ها میکنند. ◄ استقلال . حکومت . داوری . پادشاهی . سلطنت . (از ناظم الاطباء). ◄ (ص نسبی ) منسوب بخداوندگار بودن، یعنی شاهی و امیری . (ناظم الاطباء).