خدنگ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خَ دَ) (اِ.) درختی است با چوبی بسیار سخت و محکم که از آن نیزه و تیر و زین اسب درست کنند.مترادفها و واژههای مرتبطپیکان، تیر، سهم، ناوکراست، مستقیم، صافمحکم، سفتواژه قبلی: خدنواژه بعدی: خدو