خذاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خذاق . [ خ َذْ ذا ] (اِخ ) نام پدر یزید عبدی است . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
خذاق . [ خ َذْ ذا ] (ع اِ) نام ماهیی است که گیسوهای مانند رشته دارد و چون آنراشکار کنند در آب می رید. (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (اقرب الموارد) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء).