خراب شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانگزند دیدن، آسیب دیدنمترادفها و واژههای مرتبطویرانشدن، مخروبه شدن، منهدم شدناز کارافتادنمست شدن، لایعقل شدنواژه قبلی: خرابواژه بعدی: خراب کردن