خراش برداشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خراش برداشتن . [ خ َ ب َت َ ] (مص مرکب ) قبول خراش کردن . پذیرش خراش کردن .
مترادف و متضاد واژهدان
زخمی شدن، مجروح شدن خراشیدن، خراشخوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خراش برداشتن . [ خ َ ب َت َ ] (مص مرکب ) قبول خراش کردن . پذیرش خراش کردن .
مترادف و متضاد واژهدان
زخمی شدن، مجروح شدن خراشیدن، خراشخوردن