خرکس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرکس . [ خ َ ک ُ ] (ص مرکب ) ابله . احمق . بی عقل .(از برهان قاطع) (از انجمن آرای ناصری ) : چلپی آن ز خرکسان ممتاز دست پرورده ٔ غیاث دراز. شفائی (از آنندراج ). ◄ کاهل . سست و پرگو. (از ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرکس . [ خ َ ک ُ ] (ص مرکب ) ابله . احمق . بی عقل .(از برهان قاطع) (از انجمن آرای ناصری ) : چلپی آن ز خرکسان ممتاز دست پرورده ٔ غیاث دراز. شفائی (از آنندراج ). ◄ کاهل . سست و پرگو. (از ناظم الاطباء).