خریداری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خریداری . [ خ َ ] (حامص ) عمل خریدار. (یادداشت بخط مؤلف ). ابتیاع . (ناظم الاطباء). ♦ به چشم خریداری در چیزی نگریستن ؛ با نهایت دقت در چیزی نظر انداختن، بدقت در چیزی توجه کردن . ♦ بی خریداری ؛ بازار نداشتن . کساد : بهر درم سر همت فرونمی آید ببسته ام در دکان ز بی خریداری . سعدی (کلیات چ مصفا ص ٧٤١).