خریطه کش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خریطه کش . [ خ َ طَ / طِ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب ) توبره کش . (یادداشت بخط مؤلف ). آنکه در کیسه وسائل کار حمل میکند : شاگردپیشگان و خریطه کشان وی استادکار تیر سپهرند بر زمین . سوزنی . خرد خریطه کش خاطر و بیان من است سخن جنیبه بر خامه و بنان من است . سوزنی . ترا که صاحب کافی خریطه کش زیبد چهل درست که بخشش کنی چه دشوار است . خاقانی . روح القدس خریطه کش او در آن طریق روح الامین جنیبه بر او در آن فضا. خاقانی .