خزق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خزق . [ خ َ ] (ع مص ) نیزه زدن . ◄ به هدف رسیدن تیر. ◄ پیخال انداختن مرغ . ◄ سپل افکندن شتر زمین را در رفتن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خزق . [ خ َ ] (ع مص ) نیزه زدن . ◄ به هدف رسیدن تیر. ◄ پیخال انداختن مرغ . ◄ سپل افکندن شتر زمین را در رفتن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس ).