خسبیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خُ دَ) (مص ل.) خفتن، به خواب رفتن.مترادفها و واژههای مرتبطخفتن، خوابیدن، بهخواب رفتن، غنودن ≠ بیدار شدنواژه قبلی: خسباندنواژه بعدی: خست