خست/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خِ سَّ) [ ع. خسه ] (اِمص.) ۱- پستی، فرومایگی. ۲- تنگ چشمی.مترادفها و واژههای مرتبطامساک، بخل، پستی، خساست، زفتی، فرومایگی، لئامت ≠ کرم، بخششواژه قبلی: خسبیدنواژه بعدی: خستر