خشت خشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشت خشت . [ خ ِ خ ِ ] (اِ صوت ) خش خش و آن صوت کاغذ و جامه و غیر آن است : خشت خشت موش در گوشش رسید خفت مردی شهوتش کلی رمید. مولوی (مثنوی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشت خشت . [ خ ِ خ ِ ] (اِ صوت ) خش خش و آن صوت کاغذ و جامه و غیر آن است : خشت خشت موش در گوشش رسید خفت مردی شهوتش کلی رمید. مولوی (مثنوی ).