خشت خشک بر آب افکندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشت خشک بر آب افکندن . [ خ ِ ت ِ خ ُ ب َ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کردن بدی و کاری که اصلاح آن میسر نباشد. (یادداشت بخط مؤلف ) : بدانست بهرام کان بود زشت به آب اندر افکنده شد خشک خشت پشیمان شد و بند از اوبرگرفت ز کردار خود دست بر سر گرفت . فردوسی .