خشوم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشوم . [ خ ُ ] (ع مص ) فراخ بینی گردیدن . ((از تاج العروس ) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (از لسان العرب ). رجوع به خشم شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشوم . [ خ ُ ] (ع مص ) فراخ بینی گردیدن . ((از تاج العروس ) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (از لسان العرب ). رجوع به خشم شود.