خشک آمار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشک آمار. [ خ ُ ] (اِمرکب ) به معنی خشک آمار است که مرض استسقاء باشد. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). ◄ تتبع و استقصا و تفحص و تجسس و استفسار حساب و استیفاء . (برهان قاطع) : از فراوانی که خشکامار کرد زان نهانی مر مرا بیدار کرد. رودکی . ◄ جهد کردن . الحاح کردن . اصرار نمودن . (یادداشت بخط مؤلف ).