خشک باختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشک باختن . [ خ ُ ت َ ] (مص مرکب ) بی شرط و گرو قمار بازی کردن . (از برهان قاطع) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (شرفنامه ٔ منیری ). ◄ هرچه اسباب بود بتمام درباختن . (شرفنامه ٔ منیری ). کنایه از سامان و مایعرف خود را باختن . (برهان قاطع) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) : چشم من با رخ تو هر دو جهان خشک می بازد و تر می ماند. خاقانی (از آنندراج ).