خشک و خالی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خشک و خالی . [ خ ُ ک ُ ] (ترکیب عطفی، ص مرکب ) بدون مضافات . اصل یک چیز بدون هیچ زیادی . ♦ تعارف خشک و خالی ؛ تعارف بدون صمیمیت . ♦ زمین خشک و خالی ؛ زمین بدون کشت و بزر. ♦ کاغذ خشک و خالی ؛ کاغذ بدون تعارف و محبت . چون : او بعد از یک سال یک کاغذ خشک و خالی هم ننوشت تا چه رسد به آنکه محبتی و تعارفی نیز بنماید.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی