خلاف آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خلاف آوردن . [ خ ِ / خ َ وَ دَ ] (مص مرکب ) روی موافق نشان ندادن . مخالفت کردن . ستیزه کردن : و با زهیر خلاف آوردندو زهیر با ایشان حرب کرد. (تاریخ سیستان ). خلاف آوردند و هرچه مردم سکزی بود برنشسته . (تاریخ سیستان ).