واژه‌جو

خلاف کننده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خلاف کننده . [ خ ِ / خ َ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] (نف مرکب ) آنکه خلاف امری کند که بدان مأمور بوده است، شطوس . (منتهی الارب ). ◄ تخلف کننده . گناهکار. خاطی .

معنی خلاف کننده | واژه‌جو