خلامیس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خلامیس . [ خ َ ] (ع ص، اِ) شتران را چهار شب چرانیده و بامداد یاشبانگاه آنها را آب دهند، ولی نه به اتفاق بر یک ورد و در این وقت گویند: رعیت خلموساً. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).