واژه جو

خماس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خماس . [ خ ُ ] (ع ق ) پنجگان پنجگان . (یادداشت بخط مؤلف ). منه : جائوا خُماس َ؛ آمدند پنج پنج . (منتهی الارب ).

معنی خماس | واژه جو