خمیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خَ دَ) (مص ل.) ۱- کج شدن. ۲- لنگیدن.مترادفها و واژههای مرتبطخم شدن، دولاشدنکج شدنلنگیدنواژه قبلی: خمیازهواژه بعدی: خمیده