خمیده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خَ دِ) (ص مف.) خم شده، مایل.مترادفها و واژههای مرتبطخم، کج، کمانی، گوژ، مایل، متمایل، معوج، منحنی، ناراست ≠ راست، صافواژه قبلی: خمیدنواژه بعدی: خمیر