خمیران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خمیران . [ خ َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان چهارفریضه ٔ بخش مرکزی شهرستان بندر انزلی با ٧٦٧تن سکنه . آب آن از چاف رود و محصول آن برنج و توتون سیگار و ابریشم و صیفی کاری است . شغل اهالی زراعت و ذغال فروشی و راه مالرو است و با قایق نیز می توان بدانجا رفت و آمد کرد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
خمیران . [ خ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شفت بخش مرکزی شهرستان فومن . دارای ٥٣٧ تن سکنه . محصول آن برنج و ابریشم و شغل اهالی زراعت و مکاری و ذغال فروشی و ده کوچک چوسر جزو خمیران منظور شده است . آب آن از رودخانه ٔ سالک جو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
خمیران . [ خ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کرون بخش نجف آباد شهرستان اصفهان . دارای ١٢٦ تن سکنه . آب آن از قنات ومحصول آن غلات و بادام و حبوبات و زردآلو و سیب زمینی است . شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان کرباس بافی و راه فرعی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).