خنجر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خَ جَ) [ ع. ] (اِ.) سلاحی به اندازه کارد که نوک تیز دارد و تیغه اش کج و برندهاست.مترادفها و واژههای مرتبطآهنخشک، تیغ، چاقو، شمشیر، دشنه، قمه، کارد، نیزه، سرنیزهواژه قبلی: خنجواژه بعدی: خنجک