خنج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خَ) (اِ.) ۱- شادی، طرب. ۲- نفع، فایده.مترادفها و واژههای مرتبطغنجعشوه، غمزه، کرشمه، نازسرور، شادی، طرب، عیشواژه قبلی: خنثیواژه بعدی: خنجر