خنک کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خنک کردن . [ خ ُ ن ُ ک َ دَ ](مص مرکب ) سرد کردن . تبرید. (یادداشت بخط مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
سرد کردن از شور و نوا انداختن، کمشور و شوق کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خنک کردن . [ خ ُ ن ُ ک َ دَ ](مص مرکب ) سرد کردن . تبرید. (یادداشت بخط مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
سرد کردن از شور و نوا انداختن، کمشور و شوق کردن