واژه جو

خنک کننده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خنک کننده . [ خ ُ ن ُ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ](نف مرکب، اِ مرکب ) مُبَرِّد. سردکننده . (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ خنک کن . رجوع به خنک کن شود.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی خنک کننده | واژه جو