واژه جو

خنکا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خنکا. [ خ ُ ن ُ ] (صوت ) خوشا. (برهان قاطع). چقدر خوش . (ناظم الاطباء).

مترادف و متضاد واژه‌دان

حبذا، خوشا، نیکا (متضاد: بدا، وای) خنکی، خوشی

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی خنکا | واژه جو