خنیاگر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. گَ) (ص فا.) آوازخوان.مترادفها و واژههای مرتبطرامشگر، ساززن، سرودگوی، سرودخوان، مطرب، مغنی، موسیقیدان، نغمهسرا، نوازنده، آوازخوان، قوال، خواننده ≠ نوحیهگرواژه قبلی: خنیاواژه بعدی: خنیدن