خواب خرگوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواب خرگوش . [ خوا / خا ب ِ خ َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شکل خوابی که خرگوشان کنند. خوابی که یکی از دو چشم باز یا هر دو نیم باز باشد. (یادداشت مؤلف ). ◄ کنایه از تغافل : شیر اجل است در کمین واقف باش در بیشه ٔ شیر خواب خرگوش مکن . باباافضل . ◄ فریب . (غیاث اللغات ) (از برهان قاطع) (از شرفنامه ٔ منیری ) : خواب خرگوش بداندیش تو خود چندان است کابن سیرین قضا دم نزند در تأویل . انوری (از انجمن آرای ناصری ). هم خواب خرگوشم دهی خار جگرجوشم نهی ای از تو آغوشم تهی خوابم همه خار آمده ست . خاقانی . درین ره جزین خواب خرگوش نیست که خسبنده ٔ مرگ را هوش نیست . نظامی . چو روباهان و خرگوشان منه گوش به روبه بازی این خواب خرگوش . نظامی . ترک خواب و غفلت خرگوش کن غرش این شیر ای خر گوش کن . مولوی .