خواب خرگوش دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواب خرگوش دادن . [ خوا / خا ب ِ خ َ دَ ] (مص مرکب ) اغفال کردن . فریب دادن . (یادداشت مؤلف ) : بچشم آهوان چشمه ٔ نوش دهد شیرافکنان را خواب خرگوش . نظامی . گرچه آهوسرینی ای دلبند خواب خرگوش دادنم تا چند. نظامی . آتشی خواست خصم و دودش داد خواب خرگوش داد و زودش داد. نظامی . خواب خرگوشم بسی دادی ندانستم ولیک هم به آخر در جوال خواب خرگوش آمدم . عطار.