خواب دوختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواب دوختن . [ خوا / خا ت َ ] (مص مرکب ) خواب بستن . با افسون و عزائم خواب دیگری را شورانیدن و نگذاشتن که بخواب رود. (آنندراج ) : مگر جادوان از من آموختند که از موم خود خواب را دوختند. نظامی (از آنندراج ).