خواب گذار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواب گذار. [ خوا/ خا گ ُ ] (نف مرکب ) معبر. (محمودبن عمر). تعبیررؤیاکننده . آنکه رؤیاها را تعبیر و تفسیر می کند. (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به خواب گزار شود : ولی توکل تو بی نیاز داشت ترا ز فال گوی و ز اخترشناس و خواب گذار. امیرمعزی (از آنندراج ).