خواهی نخواهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواهی نخواهی . [ خوا / خا ن َ خوا / خا ] (ق مرکب ) طوعاً و کرهاً. برخلاف میل و رضا. (ناظم الاطباء). ◄ البته . حکماًو حتماً. یقیناً. (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ (ص مرکب ) راضی و ناراضی . کام و ناکام : ز کف می داد اگرتارش عنان کم نگاهی را نمی شد کس حریف غمزه ٔ خواهی نخواهی را. فطرت (از آنندراج ).