خواهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواهی . [ خوا / خا ] (ق ) اعم . (یادداشت بخط مؤلف ): و ما بیزاریم از دروغ گفتن خواهی بر دوستی و خواهی بر دشمنی . (التفهیم ). ◄ (حامص ) عمل خواستن . ♦ بدخواهی ؛ دشمنی . ♦ عذرخواهی ؛ پوزش . ♦ نیکخواهی ؛ نیکی طلبی . خیرطلبی .