خوب کرده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوب کرده . [ ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) عمل نیکو انجام شده . نیکو انجام یافته : وآنکه او خود کرده باشد باز چون ویران کند خوب کرده زشت کردن کار معنی دار نیست . ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوب کرده . [ ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) عمل نیکو انجام شده . نیکو انجام یافته : وآنکه او خود کرده باشد باز چون ویران کند خوب کرده زشت کردن کار معنی دار نیست . ناصرخسرو.