واژه جو

خودتاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خودتاب . [ خوَدْ / خُدْ ] (نف مرکب ) بدور خود پیچ خورنده بی تاب دادن . آنچه بخود می پیچد بدون آنکه آنرا تاب دهند.

معنی خودتاب | واژه جو