خوددانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوددانی . [ خوَدْ / خُدْ ] (حامص مرکب ) خودشناسی . (یادداشت بخط مؤلف ). ♦ امثال : خوددانی خدای دانیست ، نظیر: من عرف نفسه فقد عرف ربه . ◄ تعریف جدو آباء نزد مردم . خودفروشی . (آنندراج ). ♦ خوددانی کردن ؛ تعریف جد و آباء نزد مردم کردن . خودفروشی کردن . (آنندراج ).