خودسری کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خودسری کردن . [ خوَدْ / خُدْ س َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) لجاج کردن . خیره سری کردن . استبداد ورزیدن .
مترادف و متضاد واژهدان
خیرهسری کردن، خودرایی کردن تمرد کردن، نافرمانی کردن، گستاخی کردن، عصیان ورزیدن، سرکشی کردن، طغیان کردن، نافرمانی کردن خودکامگی کردن، لجاجت به خرج دادن، کلهشقی کردن، یکدندگی کردن