خودفروشی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خودفروشی کردن . [خوَدْ / خُدْ ف ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تکبر کردن . بخودلاف زدن .درباره ٔ خود سخنان مدح آمیز گفتن . ◄ فاحشگی کردن . خود را برای فحشا بدیگران فروختن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خودفروشی کردن . [خوَدْ / خُدْ ف ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تکبر کردن . بخودلاف زدن .درباره ٔ خود سخنان مدح آمیز گفتن . ◄ فاحشگی کردن . خود را برای فحشا بدیگران فروختن .