واژه‌جو

خور زدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خور زدن . [ خوَرْ / خُرْ زَ دَ ] (مص مرکب )خورشید سر زدن . طلوع آفتاب . (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی خور زدن | واژه‌جو