خورخوره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خورخوره . [ خُرْ خ ُ رَ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای شش گانه ٔ بخش دیواندره ٔ شهرستان سنندج می باشد. این دهستان در جنوب باختری بخش واقع شده و محدود است از شمال بدهستان نیلکوه، از خاور بدهستان ساران، از جنوب بدهستان سرشیو بخش مریوان، از جنوب باختری بکشور عراق (بطول ١٥هزارگز)، از باختر به بخش حومه ٔ شهرستان سقز. آب و هوای آن نسبت بسایر دهستانهای بخش سردتر و آب قراء آن از چشمه های کوهستانی و رودخانه های متعدد است که سرچشمه ٔ رودخانه ٔ جغتوچای را تشکیل می دهند. ارتفاعات : بلندترین کوه شمال شهرستان سنندج در وسط این دهستان واقع شده و کوه چهل چشمه نامیده میشود و مرتفعترین قله ٔ آن ٣٤٦٤ گز از سطح دریا ارتفاع دارد. یالها و شعب مختلف کوه چهل چشمه در جهات مختلف کشیده شده و خطالرأس آنها خط طبیعی بخشها و شهرستان محسوب می گردند. یکی از یالهای مرتفع این کوه در جهت باختری برأس دره ٔ شیلر و کوه پشت شهیدان متصل می گردد که خطالرأس آن حد طبیعی بین کشور ایران و عراق و دهستان خورخوره و دهستان سرشیو مریوان می باشد. رودخانه ها: چهار رودخانه در چهار دره ٔ بزرگ این دهستان به شرح زیر بطرف شمال جاری است و چنانکه گفته شد تشکیل رودخانه ٔ جغتوچای را می دهند که به دریاچه ٔ ارومیه میریزد: ١- رودخانه ٔ شاه قلعه و آن از دره های خاوری کوه چهل چشمه سرچشمه می گیرد تا حدودی در جهت شمال و از آن ببعد بطرف باختر جاری میشود و در جنوب آبادی مولان آباد به رودخانه ٔ اسحاق آباد متصل شده از این ببعد بنام رودخانه ٔ خورخوره نامیده میشود و در جهت شمال جریان می یابد و رودخانه های چنارتو و پارسائیان به آن ملحق شده در شمال دهستان فیض اﷲبیگی به رودخانه ٔ چغتو ملحق میشود. ٢- رودخانه ٔ اسحاق آباد. این رود از دره ٔ باختری کوه چهل چشمه سرچشمه می گیرد، در جهت شمال جریان می یابد و در جنوب آبادی مولان آباد برودخانه ٔ شاه قلعه متصل میشود. ٣- رودخانه ٔ جغتوچای از ارتفاعات جنوب باختری دهستان (شعب چهل چشمه و کوه هزارمرگه و گردنه ٔ هلاکوخان ) سرچشمه می گیرد. و در جهت شمال باختری جاری میشود و در حدود آبادی سوته از این دهستان خارج و وارد بخش سقز میشود. ٤- رودخانه ٔ چنارتو در شمال که از دره ٔ باختری کوه حاجی سید سرچشمه می گیرد و بطرف باختر جریان می یابد و در شمال آبادی خورخوره برودخانه ٔ خورخوره منتهی می گردد. کلیه ٔ آبادی های این دهستان در طول دره های مذکور واقع شده است و محصول عمده آن غلات و لبنیات و توتون و محصول دامی از قبیل پوست و پشم گوسفند و حبوباتست . شغل عمده ٔ سکنه گله داری و زراعت می باشد. راههای دهستان مالرو و صعب العبور است و تاکنون اتومبیل به این دهستان نبرده اند. این دهستان از ٢٨ آبادی تشکیل شده و سکنه ٔ آن در حدود ٧هزار نفر و قراء مهم آن بشرح زیر است : بست، مولان آباد، درمویان، ماهیدر، شیخ، قشلاق، مله، خورخوره . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
خورخوره . [ خُرْ خ ُ رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سیلتان شهرستان بیجار، واقع در ٤٥هزارگزی جنوب حسن آبادسوگند و ٥هزارگزی جنوب رودخانه ٔ قزل اوزن . ده مزبورکوهستانی و سردسیر و با ٤٠٠ تن سکنه است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و از صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم بافی و راه مالرو می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
خورخوره . [ خُرْ خ ُ رَ ] (اِخ ) دهی است مرکز دهستان خورخوره از بخش دیواندره ٔ شهرستان سنندج، واقع در ٦٠هزارگزی شمال باختری دیواندره و بیست هزارگزی جنوب شوسه ٔ دیواندره به سقز. این ده کوهستانی و سردسیر و دارای ١٧٠ تن سکنه می باشد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و توتون و ارزن و لبنیات و شغل اهالی زراعت و راه تا جاده مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).